باران پاییزی

دیر زمانیست منتظر بارانیم تا بشوید نیستی‌ها را

            

                                 

 

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۴ساعت 13:8 توسط راوی پاییز|

و چ ِ بی‌ذوق

جهانی

ک  ِمرا با تو ندید...

«محمدعلی بهمنی»  

                             

 

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۴ساعت 13:6 توسط راوی پاییز|

صدای همهمه می‌آید

و من مخاطب تنهای بادهای جهانم 

                        

‌پ‌ن: کلی وایسادم پایین پنجره ی  ِبادی بیاد:) 

 

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۴ساعت 12:38 توسط راوی پاییز|

کِ من باد می‌شم می‌رم تو موهات 

حرف می‌شم می‌رم تو گوشات 

فکر می‌شم می‌رم تو کلت...

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 0:15 توسط راوی پاییز|

متوجه شدم بیشتر حواسم به جزئیات رفته و این من رو از لذت بردن ِ کلیات محروم می کنه... 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ساعت 19:12 توسط راوی پاییز|

این هفته‌ی شلوغ من... 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:36 توسط راوی پاییز|

تو میان ما ندانی ک ِ چ ِ می‌رود نهانی 

 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 11:15 توسط راوی پاییز|

توی حوض نقره چرخ می‌زنم ک ِ یاد ی ِ پیشنهاد خوب میوفتم. 

                            

 

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 10:53 توسط راوی پاییز|

گپ می‌زنیم، قدم‌رانی می‌کنیم، دست هم را می‌گیریم، گردش می‌کنیم، غمگین می‌شویم، سکوت می‌کنیم، مشورت می‌کنیم، گوش یواشکی‌ها می‌شویم، بلندبلند می‌خندیم، پول قرض می‌دهیم، هدیه‌‌های بی‌مناسبت، هم را هل می‌دهیم، هم را نمی‌ترسانیم، دلگرمیم، آواز می‌خوانیم، فیلم می‌بینیم، رستوران می‌رویم، جیغ می‌زنیم، سفر می‌رویم، می‌رقصیم، اخم می‌کنیم، پیشنهاد می‌دهیم، عکس می‌گیریم، دل خوش همیم... 

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 21:47 توسط راوی پاییز|

 

                      

 

 کافه سینمای باغ فردوس. مرداد نود و چهار  

 

نوشته شده در شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 11:27 توسط راوی پاییز|


آخرين مطالب
» روی ِ درخت؛ گاز، گاز
» تابستانه
» :)
» دمتــــــــ ـ ـ ـــ م گرم
» وسط تقاطع سهروردی
» 942
» سعدی
» 939
» دوستانی پاک‌تر از آب روان
» The SuNny DaY